الشيخ رحيم القاسمي
39
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )
علامهاى كه ازپى قطع كلام خصم * پيوسته بود حجت قاطع دليل او بر تارك سلاله او باد مستدام * ظل شهى كه دهرنديده قبيل او شاهنشه زمانه سليمان كه جن و انس * ازحق طلب كنند بقاى طويل او آن سايه خدا كه شب وروزو مهرو ماه * كسب ضيا كنند زظل ظليل او فرمود تا بناى نكو منظرى كنند * بر مرقد منور پاك جليل او شد در زمان بناى چنان مرقدى بلند * كاندر رياض خلد نباشد بديل او « تاثير » گشت از پى تاريخ رحلتش * آن دم كه بود اختر طالع كفيل او زد چاك جامه خامه مشكين لباس و گفت * رفت از زمان كسى كه نبينى بديل او ميرزا محمد سعيد « اشرف » مازندرانى نواده مولانا محمد تقى در مدح استاد خود آقا حسين خوانسارى اشعارى سروده كه بخشى از آن چنين است : سپهر مكرمت آقا حسين دريا دل * كه پيش حسن جلالش فلك گرفتار است محيط عالم دانشورى كه چرخ نهم * به بحر خاطر داناش يك صدف دار است ضمير عقده گشايش نموده است آسان * به پيش عقل نخستين هرآنچه دشوار است